هشتم مهرماه ۱۴۰۱ فراتر از یک تاریخ یا تیتر خبری است؛ زخمی باز بر روان جمعی ایران و یکی از تاریکترین روزهای خیزش سراسری است، ظهری پاییزی که آرامش نیایش در مصلای زاهدان با شلیک گلولههای جنگی به سوی معترضان و نمازگزاران به خاک و خون کشیده شد.
در فاجعه "جمعه خونین زاهدان"، بنا بر مستندات سازمان عفو بینالملل و نهادهای حقوقبشری محلی مانند "حالوش"، دستکم ۱۰۴ شهروند بلوچ از جمله حداقل ۱۶ کودک جان باختند و بیش از ۳۰۰ نفر با تنهای مجروح و نقص عضو در میانه بیتفاوتی حاکمیت به حال خود رها شدند. این جنایت نهتنها نقطه عطفی بیبازگشت در دادخواهی بلوچستان بود، بلکه وجدان بشردوستان جهان را تکان داد. اکنون چهار سال از آن ظهر تلخ میگذرد؛ سالهایی که برای خانوادههای داغدار با سنگینی جای خالی عزیزانشان و برای مجروحان در سایه تهدیدهای مداوم امنیتی سپری شده است. دویچهوله فارسی برای درک عمیقتر از این رنج انسانی و بررسی چالشهای مسیر دادخواهی، به سراغ کسانی رفته که آن روز را با گوشت و پوست خود زندگی کردهاند. در این گزارش از طریق گفتوگو با یک شاهد عینی، یکی از اعضای خانواده قربانیان، فعالان حقوق بشر و روزنامهنگاران، روایتی از فاجعهای را میخوانید که خونهای ریختهشده در آن، مرزهای اتنیکی را درنوردید و به رشتهای ناگسستنی برای همبستگی سراسری بدل شد.
صدای ایران | دین | آزادی | حقوق بشر | تحولات ایران 